انجمن دندانپزشکی ایران-شعبه گیلان
Iranian Dental Association Gilan Branch
تلفاکس: ۳۳۳۴۰۷۳۲-۰۱۳ موبایل: ۰۹۱۱۱۴۸۰۵۲۲
ورود ثبت

ایجاد حساب کاربری

کادرهایی که ستاره دارد (*) باید تکمیل شوند.
نام
نام کاربری
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
ایمیل *
تایید ایمیل *

دراجراي ماده 2 و مواد 28 تا 43 قانون سازمان نظام پزشكي مصوب 25/1/1383 مجلس شوراي اسلامي كه در تاريخ 16/8/1383 بااصلاحاتي به تصويب مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيده و به منظور تلاش درراستاي پيشبرد و اصلاح امور پزشكي و حفظ شئون جامعه پزشكي و همچنين حفظ و حمايت از حقوق بيماران و حمايت ازحقوق صنفي و حرفه اي شاغلين حرفه هاي پزشكي و رسيدگي به تخلفات صنفي و حرفه اي شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته موضوع ماده 4 قانون سازمان نظام پزشكي جمهوري اسلامي ايران به شرح مواد آتي در دادسراها،هيات هاي بدوي انتظامي شهرستانها، هيات هاي تجديدنظر انتظامي استان ها و هيات عالي انتظامي مستقر در سازمان نظام پزشكي مركز صورت مي گيرد.

فصل اول:تعریف و شرح وظایف

 

*فصل اول : تعريف ، شرح وظايف و تخلفات صنفي و حرفه اي

قسمت اول: تعريف

ماده 1- حرفه هاي پزشكي و وابسته به امور پزشكي موضوع ماده 28 قانون سازمان نظام پزشكي جمهوري اسلامي ايرن كه از اين پس به اختصارقانون ناميده مي شود عبارتند از :

پزشكان، دندانپزشكان، دكترهاي داروساز و متخصصين و دكتراي علوم آزمايشگاهي (حرفه اي يا متخصص) تشخيص طبي، مامايي و ساير

ليسانسيه هاي پروانه دار گروه پزشكي ، فارغ التحصيلان كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد و بالاتر شاغل در رشته هاي علوم آزمايشگاهي،بينايي سنجي، شنوايي سنجي، گفتار درماني، ايمولونوژي ،بيوتكنولوژي پزشكي، راديولوژي، بيوراديولوژي،راديوتراپي، پرستاري ، اطاق عمل،هوشبري، علوم دارويي، تغذيه، مبارزه با بيماري ها، بهداشت كاري دهان و دندان، كاردان دندانپزشكي، شاخه هاي مختلف بهداشت، توانبخشي،فيزيوتراپي، بيوشيمي پزشكي، خدمات اجتماعي و مددكاري، ساير رشته هاي علوم پايه پزشكي، روانپزشكي باليني ، روانشناسي بالينيو كودكان استثنايي، كايروپراكتيك، ژنتيك پزشكي و نيز ساير حرفه هاي وابسته به امور پزشكي كه فعاليت آنها نياز به اخذ مجوز از وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشكي و سازمان نظام پزشكي جمهوري اسلامي ايران دارد.

تبصره: شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته موضوع اين ماده افرادي هستند كه در يكي از مراكز تحقيقاتي، درماني، آموزشي و بهداشتي اعم ازخصوصي، دولتي و تعاوني پزشكي، وابسته بهدولت يا خيريه يا حسب مورد، مطب يا دفتر كار اشتغال دارند و از اين پس به اختصار ‹‹شاغلين حرفه هايپزشكي و وابسته›› ناميده مي شوند.

 

قسمت دوم: شرح وظايف و تخلفات صنفي و حرفه اي

ماده 2- شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته مكلفند بدون توجه به مليت، نژاد، مذهب و موفعيت اجتماعي-سياسي و اقتصادي بيماران حداكثرتلاش ممكن را در حدود وظايف قانوني و حرفه اي خود به كارببرند.

ماده 3- شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته بايد طبق موازين علمي، شرعي و قانوني با رعايت نظامات دولتي، صنفي و حرفه اي انجام وظيفه كردهو از هر گونه سهل انگاري در انجام وظايف قانوني بپرهيزند.

ماده 4- شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته حق افشاي اسرار و نوع بيماري بيمار، مگر به موجب قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي را ندارند.

ماده 5- شاغلين حرف پزشكي موضوع ماده يك اين قانون موظف به پذيرش آن تعداد بيمار هستند كه بعد از تشخيص واعلام سازمان نظام پزشكي، حسب مورد انجام خدمات آنان در يك زمان مناسب ميسر باشد.

ماده 6- انجام امور خلاف شئون پزشكي كه مصاديق آن توسط سازمان نظام پزشكي اعلام خواهد گرديد توسط شاغلين حرفه هاي پزشكي و

وابسته ممنوع است و بايد از ارتكاب كارهايي كه موجب هتك حرمت جامعه پزشكي مي شود خودداري كنند.

ماده 7- تحميل مخارج غيرضروري به بيماران ممنوع است. تعيين مصاديق مخارج غيرضروري براساس نظر كميته كارشناسي تخصصي دادسراو هيآت هاي انتظامي مي باشد.

ماده 8- ايجاد رعب وهراس در بيمار با تشريح غيرواقعي وخامت بيماري يا وخيم جلوه دادن بيماري ممنوع است وپزشك مي تواند به نحو مقتضيبيمار و بستگان را در جريان خطرات، وخامت وعواقب احتمالي بيماري قرار بدهد.    

ماده 9- تجويز داروهاي روان گردان ومخدر به گونه اي كه به حالت اعتياد درآيد ممنوع است، مگردر مواردي كه بيماراز بيماري رواني يا از دردهاي شديد ناشي ازبيماري هاي غيرقابل علاج رنج ببرد يا ضرورت پزشكي مصرف آنها را ايجاب كند.

ماده 10- شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته مكلفند دربخش غير دولتي تعرفه هاي خدمات پزشكي مصوب سازمان نظام پزشكي و در بخشدولتي تعرفه هاي خدمات پزشكي مصوب هيآت دولت(موضوع بند ك وتبصره ماده 3 قانون) رارعايت كنند.

ماده 11- شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته حق ندارند هيچ گونه وجه يا مالي را از بيماران علاوه بر وجوهي كه توسط مسؤلان مؤسسه درمانيذيربط طبق مقررات دريافت مي شود، وصول نمايند.

ماده 12- شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته مكلفند در مواقعي كه به منظور پيشگيري از بيماريهاي واگير يا درهنگام بروز بحران وسوانح از سويسازمان نظام پزشكي و يا مراجع قانوني ذي ربط اعلام مي شود،همكاري ممكن ولازم را معمول دارند.

ماده 13- جذب و هدايت بيمار از مؤسسات بهداشتي درماني دولتي و وابسته به دولت وخيريه به مطب شخصي يا بخش خصوصي اعم از بيمارستان ودرمانگاه و... و بالعكس به منظور استفاده مادي توسط شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته ممنوع است.

ماده 14- جذب بيماربه صورتي كه مخالف شئون حرفه پزشكي باشد وهمچنين هر نوع تبليغ گمراه كننده از طريق رسانه هاي گروهي و نصب آگهيدراماكن ومعابر، خارج ازضوابط نظام پزشكي ممنوع است. تبليغ تجاري كالاهاي پزشكي و دارويي ازسوي شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته،همچنين نصب اعلانات تبليغي كه جنبه تجاري دارند، در محل كارآنها مجاز نيست.

ماده 15- انتشارمقالات و گزارش هاي پزشكي و تشريح مطالب فني و حرفه اي كه خارج ازضوابط علمي پزشكي بوده و جنبه تبليغاتي گمراه كنندهداشته باشد، ممنوع است.

ماده 16- استفاده شاغلين حرفه هاي پزشكي و وابسته از عناوين علمي و تخصصي غيرتآييد شده توسط وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي ممنوع است.

ماده 17- تجويز داروهايي كه ازطرف وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي در فارماكوپه(مجموعه دارويي كشور)اعلام نشده باشد، بدون توجيهعلمي مورد تآييد توسط سازمان نظام پزشكي ويا انجمن هاي علمي تخصصي مربوط مجاز نمي باشد.

ماده 18- پزشك معالج مسؤل ادامه درمان بيمارخود درحد توانايي وتخصص به استثناي موارد ضروري است، مگراينكه بيمار يا بستگان اومايل نباشند.

ماده 19- درمواردي كه مشاوره پزشكي لازم باشد، انتخاب پزشك مشاور با پزشك معالج است. در صورتي كه بيماريا بستگان او مشاوره پزشكي رادرخواست نمايند، مشاوره پزشكي با نظرپزشك معالج به عمل مي آيد و اجراي دستورات پزشك مشاور با نظرپزشك معالج مي باشد و چنانچه بيماريا بستگان او بدون موافقت پزشك معالج، ازپزشك ديگري براي درمان بيماردعوت به عمل آورند، دراين صورت پزشك معالج اول مي تواند از ادامهدرمان بيمار درموارد غيراورژانسي خودداري نمايد.

ماده 20- فروش دارو و محصولات آرايشي وبهداشتي و تجهيزات ولوازم پزشكي در محل طبابت توسط شاغلين حرف پزشكي بدون اخذ مجوز رسميازوزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ممنوع است.

ماده 21- مشخصات و طرز استفاده داروهاي تجويزشده به بيمار بايد توسط پزشك با خط خوانا و انشاي قابل فهم در نسخه قيد شود.

تبصره – دكترداروساز موظف به توضيح و درج چگونگي تجويز دارو طبق نسخه پزشك است.

ماده 22- صدورهرنسخه مي بايد براساس شرايط بيمار واصول علمي نسخه نويسي صورت گيرد.

ماده 23- مسؤولان فني مكلفند در تمام ساعات موظف برامور فني مؤسسات پزشكي نظارت كنند.

ماده 24- اندازه و ساير مشخصات سرنسخه ها، تابلوها وچگونگي درج آگهي در رسانه ها بايد طبق ضابطه اي باشد كه به تصويب شورايعالي

نظام پزشكي مي رسد.

ماده 25- به كارگيري و استفاده از افراد فاقد صلاحيت در امورپزشكي وحرفه هاي وابسته در مؤسسات پزشكي ومطب ممنوع است.

ماده 26- شاغلين حرفه هاي پزشكي مكلفند نشاني وتغيير نشاني و تعطيل مطب ومؤسسات پرشكي خود را به سازمان نظام پزشكي محل

اطلاع دهند.

ماده 27- شاغلين حرفه هاي پزشكي مكلفند در موارد فوريت هاي پزشكي اقدامات مناسب و لازم را براي نجات بيمار بدون فوت وقت انجام دهند.

ماده 28- مسؤولان فني مؤسسات پزشكي اعم از دولتي، عمومي، خصوصي و خيريه مكلفند علاوه برقوانين ومقررات موجود درآيين نامه هاي

مصوب وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي وسازمان نظام پزشكي، ضوابط علمي و حرفه اي ذيربط را رعايت كنند.

فصل دوم: مجازاتهای انتظامی

* فصل دوم: مجازاتهاي انتظامي

 

ماده 29- مجازاتهاي موضوع تبصره (1) ماده 28 قانون سازمان نظام پزشكي مصوب 16/8/1383 مجمع تشخيص مصلحت نظام به شرح زير اعمالمي شود:

الف- متخلفان ازمواد 2، 4، 5، 8، 18، 19، 22، 24، 26 اين آيين نامه حسب مورد به مجازات هاي مقرر در بندهاي(الف) يا (ب).

تبصره – متخلفان از مواد موضوع اين بند به استثناي مواد 2، 4 ، 8، 24 درصورت تكرار به مجازاتهاي مقرردر بند (ج) و در مورد مواد 2، 4، 8، 24 بهمجازات هاي بندهاي (ج) يا (د)

ب- متخلفان از مواد 9، 15، 16، 17، 20، 21 و23 حسب مورد به مجازات هاي مقرر دربندهاي (ب)، (ج) يا(د)
پ- متخلفان از مواد 7، 10، 11، 12، 13، 14 و25 حسب مورد به مجازات هاي مقرر در بندهاي (ج)، (د) يا (ه).

ت- متخلفان از مواد 27 و28 حسب مورد به مجازات هاي مقرر در بندهاي (ج)، (د)، (ه) يا(و).

ث- متخلفان از مواد 3 و 6 به مجازات هاي مقرر در بندهاي (ج)، (د)، (ه)، (و) يا (ز)

ماده 30- مفاد آراي قطعيهيآت هاي انتظامي نظام پزشكي درمورد بندهاي(پ) و(ث) در ماده 29 اين آيين نامه در نشريات محلي و كثيرالانتشاركشور درج مي شود.

ماده 31- در مواردي كه رآي قطعي به محروميت ازاشتغال به امورپزشكي وحرف وابسته صادرمي شود، اشتغال محكوم عليه به حرفه هاي يادشده درمدت محروميت در بخش هاي خصوصي، عمومي، دولتي و يا خيريه ممنوع است.

ماده 32- آثارمحروميت هاي انتظامي اعمال شده با گذشت مواعد زير زايل خواهد شد:

الف- مجازات هاي انتظامي مندرج در بندهاي (الف) و (ب) تبصره 1 ماده 28 قانون، براي مرتبه اول محسوب نگرديده و در صورت تكرار به مدت يكسالبعد ازاجراي رآي قطعي.

ب- مجازاتهاي انتظامي مندرج دربند (ج) تبصره 1 ماده 28 قانون، به مدت 2 سال ازتاريخ اجراي رآي قطعي ودر صورت تكرار به مدت سه سال.

ج- مجازات هاي انتظامي موضوع بندهاي (د)، (و) و(ه) تبصره 1 ماده 28 قانون، به مدت 5 سال از تاريخ اجراي رآي قطعي و در صورت تكرار به مدت 7 سال.

ماده 33- مرجع تشخيص تمامي موارد تخلف ازآيين نامه فوق، دادسراها وهيآت هاي انتظامي مي باشند.

 

آيين نامه رسيدگي دادسراها و هيات هاي انتظامي

سازمان نظام پزشكي جمهوري اسلامي ايران

ماده1- دادسراي انتظامي عهده دارتحقيق و كشف تخلفات و تعقيبمتخلفين و اقامه شكايت انتظامي در هياتهاي بدوي انتظامي در حدود قوانين و مقرراتپزشكي اعم از تصويبنامه ها، آئين نامه ها، مصوبات شورايعالي ، دستورالعملها ونظامات معين ميباشد .

ماده2- دادسرا به رياست دادستانانتظامي و به تعداد لازم داديار تشكيل مي شود . دادستان مي تواند داراي يك معاوناول باشد كه در غياب او وظايف انتظامي واداري را انجام دهد. دبيرخانه دادسرا تحتنظارت دادستان انجام وظيفه مي كند. رئيس دفتر دادسرا ازبين كارمندان با سابقهسازمان انتخاب ميشود. دبيرخانه به تناسب  پرونده ها و در صورت اقتضا مي تواند دارايمنشي و بايگان باشد.
تبصره – درصورت لزوم، دادستان مي تواندازسازمان نظام پزشكيمحل تقاضاي مشاور حقوقي نمايد .

ماده 3 - وظيفه دبيرخانهدادسرا دريافت شكايات و ثبت آنها در دفتر مخصوص ثبت شكايت و نگهداري سوابق و مداركاست . دبيرخانه بايد شكايت را بلافاصله پس از وصول ثبت نموده و رسيدي مشتمل بر نامشاكي و ديگر مشخصات او، موضوع شكايت، تاريخ تسليم وشماره ثبت به شاكي بدهد .
تبصره – ثبت و بررسي شكايت موكول به پرداخت هزينه به ميزاني است كه شورايعاليتعيين مي نمايد .
ماده4- دادستان ودادياران باملاحظه شرايطقانوني از بين صاحبان حرفه هاي پزشكي كه داراي اعتبارعلمي و حسن شهرت در جامعهپزشكي و آشنا به امورانتظامي هستند انتخاب مي شوند و نبايد داراي سابقه محكوميتانتظامي يا كيفري باشند.

ماده5- دادسراي انتظامي در معيتهيات هاي بدوي انتظامي تشكيل مي شود. قلمروماموريت دادسرا، حوزه صلاحيت هيات بدوياست كه توسط شورايعالي تعيين مي گردد.

ماده6- تعقيب امورانتظامي منحصرا" با دادسراي انتظامي است . جهات قانوني براي شروع تعقيب همان استكه  درماده 30 قانون سازمان نظام پزشكي( كه از اين پس به اختصار قانون ناميده ميشود) ذكر شده است.
* تبصره1- شاكي و مراجع ذيصلاح جهت اعلامتخلف حداكثر ظرف مدت يكسال از تاريخ وقوع تخلف يابروز عوارض مي توانند به دادسرااعلام شكايت كنند. آغاز مرورزمان تخلف انتظامي شاغلان حرفه هاي پزشكي، تاريخ وقوعتخلف بوده و درمورد تخلفات مستمر، تاريخي است كه استمرار قطع شده است.
* تبصره2- درصورتيكه رسيدگي به پرونده منوط به تعيين تكليف دردادگستري باشد، مرورزمان متوقف شده و مدتي كه تعقيب متخلف به علل مذكور معلق ميماند، جزو مدت مرورزمان محسوب نمي شود. همچنين جريان مرورزمان با هراقدام تعقيبيقطع شده و مدت قبلي مرور زمانهايي كه قطع شده ، محاسبه نمي شود. 

ماده7- دادستان در اموري كه به داديار ارجاع مي شود حقنظارت و دادن تعليمات را دارد و مي تواند در تحقيقاتي كه توسط داديار بعمل مي آيدحضور به هم رساند.

ماده8- داديار در جريان تحقيقات ،تقاضاي دادستان را اجرا و در صورتمجلس قيد مي كند. چنانچه با اشكالي مواجه شود كهانجام آن مقدور نباشد، مراتب را به دادستان اعلام كرده و منتظر رفع مانع و تعيينتكليف مي شود. در صورتيكه داديار ضمن تحقيقات خود به تخلفات ديگري برخورد نمايد،موضوع و چگونگي را به دادستان اعلام نموده و در صورت ارجاع او آن را مورد رسيدگيقرار مي دهد .

ماده9- داديار جز در مورد تخلفات مشهود،بدون ارجاع دادستان يا معاون اوحق رسيدگي ندارد.

ماده10- كليه مراكز و مقامات بهداشتي و درماني اعم از دولتي وغير دولتي بايد فورا" درخواستدادسرا را به موقع اجرا در آورده و اطلاعات و مدارك و اسناد مورد مطالبه را درمهلتي كه تعيين مي شود دراختيار دادسرا قرار دهند و چنانچه عذر موجهي داشته باشنددر همان مهلت اعلام  نمايند.
تبصره- خودداري، ممانعت و يا تاخير در انجامدستورات دادسرا مستوجب تعقيب و مجازات انتظامياست.

ماده11- دادسرا مي تواند هر گونه تحقيق واطلاعاتي راكه براي كشف و تعقيب تخلف لازم مي داند به عمل آورده و اشخاصي كه اطلاعات آنان راموثر ميداند احضار يا كتبا" از آنان استعلام نمايد .

ماده12- چنانچه رسيدگي به تخلفاتي كه واجد جهات فنيوتخصصي است مقتضي دخالت كارشناس باشد دادسرا مي تواند نظر كارشناسي متخصصان معتمدرا استعلام و در صورت اختلاف نظر آنان توضيحات لازم را اخذنمايد.

ماده13- دادسرا شكايت شاكي يا اعلام كننده تخلف رابا دلايل آن استماع مي نمايد.چنانچه پس از خاتمه تحقيقات دلايل براي تعقيب مشتكيعنه كفايت داشته باشد مي تواند او را با تصريح نوع تخلف در احضاريه دعوت نمايد. دادسرا مكلف است نوع تخلف و دلايل مشتكي عنه را به وي تفهيم نمايد. در صورتيكه شاكييا مشتكي عنه به دلايلي اعم از نظر كارشناسي يا مطالبه و ملاحظه اسناد و سوابقپزشكي و ديگر مدارك استناد نمايند و رسيدگي به آن دلايل موثر در احراز واقع باشد،دادسرا آن را انجام مي دهد. چنانچه رسيدگي به دلايل مزبور مستلزم هزينه اي باشد،پرداخت هزينه به عهده استناد كننده است .
* تبصره- در صورتيكهمشتكي عنه براي تدارك دفاع يا تهيه مدارك ، استمهال نمايد، دادسرا مي تواند حداكثردوهفته مهلت به او اعطا كند.

ماده14- شاكي انتظاميبايدهزينه هاي لازم را طبق تعرفه اي كه شورايعالي نظام پزشكي تعيين مي كند ، پرداختنمايد، مگر اينكه به تشخيص دادستان يا رئيس هيات مديره نظام پزشكي محل، فاقداستطاعت باشد .

ماده15- شاكي انتظامي كسي است كه شخصا" ذينفع بوده و قانونا"حق مطالبه ديه و ضرر وزيان را در محاكم دادگستري دارد . چنانچهاقدام شاكي به شكايت انتظامي به نمايندگي از بيمار صغير ، محجور يا عاجز باشد بايدسمت شاكي از حيث ولايت ، قيمومت ، وكالت ، امانت و غيره مسلم و مدارك مربوط به سمتاخذ گردد.

ماده16- تعقيب انتظامي موقوف به شكايت شاكي نيستو گذشت شاكي يا  اوليا و نمايندگان قانوني او موجب موقوف ماندن تعقيب نخواهد بود،مگر اينكه صرفنظر از گذشت، دلايل براي تعقيب كافي نباشد كه در اينصورت دادسرا قرارمنع تعقيب صادر خواهد كرد.

ماده17- شكايت بايد با امضا وتاريخ و شامل نام و مشخصات و نشاني كامل شاكي و مشتكي عنه و تاريخ و محل وقوع تخلفباشد. به شكايات بدون امضا يا داراي امضاي مستعار ترتيب اثر داده نميشود.

ماده18- تخلف انتظامي مشهود عبارت است از تخلفي كه درمرئي و منظر اعضاي دادسرا يا هيات هاي انتظامي واقع شود يا اعضاي مذكور بلافاصله درمحل وقوع حضوريافته، آثار و دلايل تخلف را پس از وقوع آن مشاهده نمايند يا دلايل ووسايل تخلف در تصرف فرد يافت شود يا تعلق اسباب و دلايل به وي محرز باشد.

ماده19- در مورد تخلفات مشهود، اعضاي دادسرا با تنظيمصورتمجلس و ذكر چگونگي وقوع تخلف، اقدامات قانوني را معمول خواهند داشت .
* تبصره – درمورد تخلفات مشهود، اعضاي هياتهاي انتظامي باتصريح به مشهود بودن تخلف، مراتب را جهت تعقيب انتظامي به دادسرا اعلام مي نمايند .

ماده20- چنانچه تعطيل موقت آن بخش از مؤسسه و مركزبهداشتي و درماني كه مربوط به موضوع و محل ارتكاب تخلف است براي انجام تحقيقات ياجلوگيري از ادامه تخلف انتظامي يا مصالح تندرستي جامعه ضروري باشد، دادستان انتظاميمي تواند پلمپ مركز فوق را حسب مورد از دادسراي عمومي و انقلاب محل و يا وزارتبهداشت ، درمان و آموزش پزشكي درخواست نمايد.
* تبصره- درصورتيكه دليلي بر وقوع جرمي باشد يا اقدام ديگري لازم باشد كه مستلزم تعقيب كيفرييا دخالت دادسراي عمومي و انقلاب باشد، مراتب فورا" به آن دادسرا اعلام ميگردد.

ماده21- چنانچه مشتكي عنه در شعب مختلف دادياري تحتتعقيب باشد، به دستور دادستان به كليه تخلفات او تؤاما" در شعبه واحد دادياريرسيدگي مي شود .

ماده22- تحقيقات در دادسرا غير علني است .

فصل سوم- احضار

فصل سوم- احضار شاكي و مشتكي عنه و ترتيب ابلاغ


ماده23- احضار شاكي و مشتكي عنه با احضاريه به عملمي آيد.  احضاريه در دو نسخه تنظيم و ارسال مي شود كه يك نسخه ازآن به شاكي يامشتكي عنه تسليم و نسخه ديگر پس از امضا، اعاده مي گردد . در احضاريه مشخصات مخاطبو جهت احضار و تاريخ و محل حضور قيد مي شود .
تبصره- فاصله بين ابلاغ احضاريهتا تاريخ حضور نبايد كمتر از سه روز باشد. در موارديكه جنبه فوريت داشته باشد ، ميتوان مشتكي عنه را زودتر احضار كرد. در صورت امتناع مخاطب از گرفتن اوراق، مراتب دربرگ احضاريه قيد مي شود.

ماده24- هرگونه ابلاغ اوراق درمحل كار يا مطب يا در محل اقامت بعمل مي آيد و مي تواند بطريق مقتضي ديگر از جملهپست الكترونيك يا دورنگار و در موارد فوري بوسيله تلفن انجام گيرد. درصورت اخيربايد ازاطلاع مخاطب اطمينان حاصل شود.

ماده25- صاحبان حرفههاي  پزشكي و وابسته در صورت تغيير نشاني مكلفند نشاني جديد خود را كتبا" اعلامنمايند. در غير اينصورت اوراق به آدرسي كه در سوابق سازمان نظام پزشكي موجود استارسال گرديده وابلاغ شده محسوب مي شود و ادعاي عدم اطلاع پذيرفته نيست .

ماده26- دادسرا نبايد كسي را بدون دليل احضاركند.

 

فصل چهارم:اقدامات دادسرا

 

فصل چهارم - اقدامات دادسرا پس از خاتمه تحقيقات


ماده27- چنانچه پس از انجام تحقيقات لازم،دلايل ارتكاب كفايت داشته باشد، داديار نظرخود را به دادستان يا معاون او كتبأاعلام نموده و در صورت موافقت با تنظيم كيفر خواست، از هيات بدوي انتظامي تقاضايمجازات متخلف را مي نمايد. مشخصات كيفر خواست همان است كه در قانون آمده است .

ماده28- دبيرخانه دادسرا پرونده را به انضمام كيفرخواستبه دفترهيات بدوي ارسال مي نمايد.

ماده29- چنانچه متخلفداراي سوابق انتظامي ديگري باشد، به منظور رعايت تعدد و تكرار بايد در كيفر خواستبه آن تصريح شود .

ماده30- در صورتيكه فعل يا ترك فعلانتسابي در فرض وقوع و صحت، تخلف نباشد يا تخلف ادعايي متوجه مشتكي عنه نباشد يادلايل براي تعقيب كافي نباشد، دادسرا قرار منع تعقيب صادر مي كند .

ماده31- در صورتيكه متخلف فوت نموده يا دچار جنون گردد ياتخلف انتسابي مشمول مرور زمان باشد يا قبلا" همان تخلف مورد رسيدگي واقع و مختومهشده باشد، قرار موقوفي تعقيب صادر مي شود .

* تبصره – كليه قرارهاي صادره توسط داديار بايد با موافقت دادستان يا معاون اول ويباشد.

ماده32- چنانچه دادستان با قرارهاي منع يا موقوفيتعقيب موافقت نمايد، قرار صادره بايد با تذكر حق اعتراض به شاكي يا مرجع اعلام تخلفابلاغ گردد. مهلت اعتراض بيست روز از تاريخ ابلاغ است و مرجع رسيدگي به آن هياتبدوي انتظامي است .

ماده33- در صورتيكه رسيدگي به تخلفمنوط به اثبات امري باشد كه اتخاذ تصميم درخصوص آن درصلاحيت مرجع ديگري بوده وتفكيك تخلف ممكن نباشد، رسيدگي تا تعيين تكليف از  مرجع صلاحيتدارمتوقف و مراتب بهشاكي ابلاغ مي گردد.

ماده34- در صورتيكه چندين نفر درپرونده تحت تعقيب بوده و پرونده نسبت به تخلفات بعضي از آنان مهياي صدور كيفرخواستباشد، دادستان مي تواند نسبت به آنها تعيين تكليف نمايد، مگر اينكه صدور كيفرخواستجداگانه با توجه به نحوه روابط و دخالت افراد، ممكن نباشد .

ماده35- در صورتيكه يكنفر به ارتكاب تخلفات متعددي درپرونده تحت تعقيب باشد و به نظر دادستان تحقيقات پرونده نسبت به بعضي از آن تخلفاتكامل بوده و تفكيك آن بخش ممكن باشد، نسبت به  همان قسمت كيفرخواست صادر شده وپرونده در مورد ساير قسمتها مفتوح مانده و رسيدگي ادامه خواهديافت.

ماده36- چنانچه تخلف در حوزه نظام پزشكي ديگري واقعشده باشد، پرونده با صدور قرار عدم صلاحيت به آن مرجع ارسال ميشود.

ماده37- در صورتيكه شكايت شاكي يا اعلام كننده واجدعنوان جزايي باشد، مراتب با صدور قرار عدم صلاحيت به مراجع قضايي اعلام مي گردد .

* تبصره- رسيدگي و اقدامات مراجع قضايي در هر حال مانعرسيدگي به تخلفات صنفي و حرفه اي متخلفان در دادسراها و هياتهاي انتظامي نميباشد.

ماده38- چنانچه انجام تحقيقات درمورد تخلف اعلام شدهيا انجام امر كارشناسي در حوزه نظام پزشكي ديگري لازم باشد ، با اعطاي نيابت ،انجام آن مطالبه مي شود . موارد نيابت و چگونگي اقدام بايد تصريح شود . دادسراها وهياتهاي انتظامي در حدود نيابت، اقدام و پرونده را اعاده مينمايند.

ماده39- اعضاي دادسراها وهياتهاي انتظامي درمواردزير در رسيدگي و صدور راي شركت نمي كنند:
الف- عضو هيات (عضو دادسرا) ياهمسرايشان با شاكي يا مشتكي عنه ، قرابت نسبي يا سببي تادرجه دوم ازطبقه سوم داشتهباشند .)  قرابت يا نسبي  است و يا سببي. قرابت نسبي به ترتيب طبقات ذيل است: طبقهاول- پدر، مادر، اولاد و اولاد اولاد. طبقه دوم- برادر و خواهر و اولادآنها بهعلاوه اجداد و اجداداجداد. طبقه سوم- عمو، عمه، دايي، خاله و اولادآنها. در هر طبقهدرجات قرب و بعد قرابت نسبي به عده نسل ها در آن طبقه معين مي گردد. مثلا در طبقهاول قرابت پدر و مادر با اولاد در درجه اول و نسبت به اولاد اولاد در درجه دوم ازطبقه اول خواهد بود و يا در طبقه سوم قرابت عمو و دايي در درجه اول از طبقه سوم وقرابت اولاد آنها در درجه دوم ازهمان طبقه است. شايان ذكر است كه هركس در هرخطودرجه كه با يكنفر قرابت نسبي داشته باشد، درهمان خط و به همان درجه قرابت سببي بازوج يا زوجه او خواهد داشت.)
ب- عضوهيات (عضو دادسرا) ياهمسرايشان با شاكييامشتكي عنه دعواي حقوقي ياجزايي داشته باشند.
ج- عضو هيات (عضو دادسرا) ياهمسرايشان در دعواي طرح شده ذينفع باشند.
د- عضو هيات يا عضو دادسرا قبلا درپرونده اظهارنظر انتظامي نموده باشند.
*  تبصره- كارشناسان انتظامي براي هرپرونده فقط در يك مرحله مي توانند اظهارنظر تخصصي نمايند.

ماده40- تصميمات دادسرا از طريق دبيرخانه ابلاغ مي شود.

 

باب دوم – هيأت بدوي

باب دوم – هيأت بدوي انتظامي

فصل اول – حوزه صلاحيت

ماده41- قلمروصلاحيت هيات بدوي حوزه اي است كه توسط شورايعاليتعيين ميشود و محل آن مقر نظام پزشكي آن شهرستان است .

ماده42- رسيدگي به تخلف درهيات بدوي كه تخلف درحوزه آنواقع شده، به عمل  مي آيد.

* تبصره- شورايعالي ميتوانددرصورت درخواست رئيس هيات مديره نظام پزشكي شهرستان مربوط و يا رئيس كل سازمان ،رسيدگي به تخلف واقع شده را به هيات بدوي شهرستان ديگري محول نمايد .

ماده43- چنانچه شخصي مرتكب چندين تخلف در حوزه هاي مختلفشود، هياتي به تخلفات او رسيدگي مي نمايد كه مهمترين تخلف با توجه به ميزان مجازاتدر حوزه آن واقع شده است . چنانچه تخلفات ارتكابي از حيث مجازات انتظامي از يك درجهباشند، هياتي كه ابتدا شروع به رسيدگي كرده است صلاحيت دارد .

ماده44- درمورد تعدد تخلف هرگاه تخلفات ارتكابي مختلفباشند، بايد براي هريك از تخلفات، مجازات انتظامي جداگانه درنظر گرفته شود و اگرمختلف نباشند، تعدد تخلف از علل تشديد مجازات بوده و فقط يك مجازات انتظامي درنظرگرفته مي شود.

ماده45- هركس به موجب راي قطعي هياتهايانتظامي نظام پزشكي محكوميت حاصل نمايد، چنانچه بعداز اجراي حكم، مرتكب تخلفانتظامي گردد، هياتهاي انتظامي مي توانند مجازات وي را تشديدنمايند.

* تبصره- هرگاه درحين صدور راي، محكوميتهاي سابقمتخلف معلوم نبوده و بعدأ محرز گردد، مراتب به هيات صادر كننده حكم قطعي اعلام ميگردد تا مطابق مقررات اين ماده اقدام گردد.

ماده46- چنانچهبين دو هيات انتظامي واقع در حوزه يك استان يا استانهاي مختلف در مورد صلاحيت محلياختلاف شود، رفع اختلاف با شورايعالي نظام پزشكي است.

سازمان و تشكيلات هيات بدوي انتظامي


ماده47- تركيب اعضاي هيات بدوي و طرز انتخاب آنانبه ترتيبي است كه در قانون آمده است. هيات بدوي داراي دفتري است كه تصدي آن با رئيس دفتر بوده و تحت نظارت رئيس هيات انجام وظيفه مي كند .

ماده48- چنانچه هيات بدوي داراي شعب متعدد باشد، رئيس شعبه اول مسئوليت امور اداري و ارجاع پرونده ها را عهده دار مي باشد .

ماده49- اعضاي هر هيات در اولين جلسه با راي مخفي و بهاكثريت آرا از بين خود يكنفر را به عنوان رئيس و يكنفر را به عنوان دبيرهيات برايمدت دو سال انتخاب مينمايند. تجديد انتخاب ايشان براي دوره بعد بلا اشكال است. تعيين تعداد جلسات هيات وزمان تشكيل آنها با توجه به تناسب پرونده ها و تراكمامورتوسط اعضا تعيين ميشود.

* تبصره1- مسؤليت اداره جلساتهيات با رئيس و در غياب وي با دبيرهيات است و چنانچه هيچيك از ايشان در جلسهحضورنداشته باشند، اعضاي حاضرازبين خود و با اكثريت آرا يكنفر را براي اداره همانجلسه معين مي نمايند.

* تبصره2- احكام رئيس  و دبير هياتبدوي انتظامي توسط رئيس كل سازمان صادر مي گردد.

ماده50- اعضاي هيات بدوي مكلفند به طور منظم در جلسات هيات شركت نمايند. درصورتيكه بدون عذرموجه يا بدون موافقت قبلي رئيس هيات، ظرف مدت يكسال در 3 جلسه متوالي يا 5 جلسهمتناوب غيبت داشته باشند، با اعلام رئيس هيات بدوي به رئيس هيات مديره نظام پزشكيشهرستان مربوط ، نسبت به جايگزيني ايشان اقدام خواهد گرديد.


نحوه رسيدگي هيات بدوي انتظامي

ماده51- با وصول پرونده به هيات بدوي، دفترهيات آنرا به نوبتثبت نموده و با دستور رئيس هيات، مشتكي عنه را احضارنموده وكيفرخواست دادسرا وضمايمآن را به رؤيت وي رسانده واخطار مي نمايد چنانچه پاسخي داشته باشد كتبا" و ظرف مدتده روز به دفتر هيات تسليم نمايد .

* تبصره- رئيس هيات ميتواند در موارد ضرورت، پرونده را خارج از نوبت در هيات مطرحنمايد.

ماده52- پس از وصول پاسخ يا عدم وصول آن و انقضايمهلت معين، پرونده به نظر رئيس همان هيات ميرسد .

ماده53- پرونده ها به نوبت توسط رئيس هيات به يكي از اعضا ارجاع ميشود. عضو هيات مكلف استظرف مدت يك هفته خلاصه اي از جريان شكايت انتظامي و دلايل طرفين و چگونگي آنرا ضمناظهار عقيده خود كتبا" اعلام نمايد تا درجلسه هيات مطرح شود . هيات با توجه بهتحقيقات انجام شده و گزارش كتبي عضو محقق به شرح آتي اتخاذ تصميم مي نمايد :
الف- چنانچه اخذ توضيحي لازم باشد با تعيين وقت از طرفين دعوت به عمل مي آيد . موارد سؤال بايد در صورتمجلس هيات و در اخطاريه ها قيد شده و زمان و محل جلسه نيزتصريح شود. درجلسه معين، هيات در حدود موارد سؤال رسيدگي مي نمايد. عدم حضور طرفينمانع از رسيدگي و صدور راي نمي باشد .
ب- در مواردي كه از طرفين دعوت به عمل ميآيد، ابتدا از شاكي و شهود و كارشناس در صورتي كه احضار شده باشند و سپس از مشتكيعنه و شهود و كارشناسي كه معرفي كرده باشد تحقيق به عمل مي آيد.
ج- چنانچهتحقيقات كامل نباشد يا اخذ توضيح از كارشناس لازم باشد، هيات مي تواند راسا" نسبتبه تكميل تحقيقات اقدام نموده يا با ذكر موارد توضيح، از كارشناس يا كارشناسانكتبا" استعلام نمايد يا پرونده را با تصريح موارد نقص و چگونگي انجام تحقيقات بهدادسرا اعاده دهد .
د- در صورتيكه تحقيقات كامل و پرونده مهياي صدور راي باشد،هيات با اعلام ختم رسيدگي راي مقتضي صادر مي نمايد .
ه- چنانچه هيات معتقد باشددلايل ابرازي براي احراز تخلف كفايت نداشته يا تخلف انتسابي به مشتكي عنه توجهندارد يا فعل و ترك فعل انتسابي به فرض صحت، تخلف نيست ، بدون لزوم تعيين وقت ، حكمبه برائت مي دهد .
و- در صورتيكه فعل يا ترك فعل انتسابي منطبق با عنوان ديگريجز آنچه كه در كيفرخواست به آن استناد شده، باشد، هيات به تشخيص خود و با تطبيقتخلف با عنوان مورد نظر اقدام به صدور راي مي نمايد .
ز- در مواردي كـــه هياتبدوي به دنبال اعتراض شاكي، قرار منع يا موقوفي تعقيب دادسرا را فسخ مي كند، راسا" به ماهيت موضوع رسيدگي نموده و راي مقتضي صادر مي نمايد.
ح- چنانچه معاينه ياتحقيق محلي ضروري باشد، به دستور رئيس هيات، يكي از اعضاي هيات آنرا اجرا مي كند .

ماده54- در صورتيكه تخلف در حوزه هيات بدوي ديگري واقعشده يا هيات فاقد صلاحيت ذاتي باشد، با صدور قرار عدم صلاحيت پرونده را به مرجعمربوط ارسال مي نمايد .

ماده55- هيات بدوي در حدودكيفرخواست رسيدگي نموده و خارج از آن حق رسيدگي ندارد. چنانچه در جريان بررسي بهتخلفات ديگري برخورد نمايد، مكلف است آنرا به دادسرا اعلام كند .

ماده56- در صورتيكه چندين نفر در پرونده تحت تعقيب بوده وپرونده نسبت به تخلفات بعضي از آنان مهياي صدور راي باشد، هيات مي تواند با صدورراي نسبت به آن بخش تعيين تكليف نمايد، مگر اينكه صدور راي جداگانه با توجه به نحوهروابط و دخالت آنان ممكن نباشد .

ماده57- در صورتيكهيكنفر به ارتكاب تخلفات متعددي در پرونده تحت تعقيب باشد و به نظر هيات بدويتحقيقات پرونده نسبت به بعضي از آن تخلفات كامل بوده و تفكيك آن بخش ممكن باشد،هيات همان قسمت را مورد رسيدگي و صدور راي قرارمي دهد و پرونده در مورد ساير قسمتهامفتوح مانده و رسيدگي ادامه خواهد يافت.

ماده58- چنانچهتخلفات يكي از صاحبان حرفه هاي  پزشكي و وابسته درشعب متعددهيات بدوي مطرح باشد، بهمنظور رعايت تعدد و رسيدگي توأم و به دستور رئيس شعبه اول، پرونده ها به شعبه ايارجاع مي شود كه تاريخ ارجاع آن مقدم است.

ماده59- راي  هيات بدوي به اكثريت آرا صادر و ابلاغ ميشود. نظراقليت نيزدرصورتمجلس ثبت ميگردد.

ماده60- هيات بدوي مي تواند از دادستان يا جانشين قانونياو براي دفاع از كيفرخواست دعوت به عمل آورد. عدم حضور ايشان مانع از رسيدگي نيست .

* تبصره- دادستان مي تواند در موارد ضروري براي دفاع ازكيفرخواست با هماهنگي رئيس هيات بدوي در جلسه هيات شركتنمايد.

ماده61- هيات بايد در ذيل راي خود قابليت و مهلتاعتراض و مرجع آنرا تصريح نمايد. اين امر مانع از اين نخواهد بود كه اگر هيات بدويراي غير قطعي را قطعي اعلام كند هر يك از طرفين درخواست تجديدنظرنمايند.

ماده62- آراي هيات بدوي بايد مستدل و موجه بوده ومستند به قانون يا مقررات مربوط اعم از آئين نامه، تصويبنامه و مصوبات ودستورالعملها و نظامات معين باشد. چنانچه تخلف انتسابي، تخطي و نقض يكي از اصولعلمي و موازين فني بوده و در مقررات پزشكي فاقد عنوان صريح باشد،  هيات مكلف استمستند علمي و مأخذ و مرجع آنرا در راي خود ذكر نمايد .

ماده63- هياتهاي بدوي انتظامي در مواردي كه مطابق تبصره (3) ماده 35 قانون از طرف مراجع قضايي براي اعلام نظر كارشناسي و تخصصي مورداستعلام قرار مي گيرند، مي توانند راسا" نسبت به موضوع اظهارنظر نمايند. چنانچهاظهارنظرمستلزم جلب نظركارشناس ودخالت اشخاص خبره باشد، ميتوانند نظرآنان ياكميسيون هاي تخصصي مشورتي را استعلام وسپس با اظهارنظرخود به مراجع قضائي اعلامنمايند.

ماده64- هيات بدوي مكلف است درمهلتي كه از طرفمراجع قضايي تعيين مي گردد نسبت به موضوع اظهار نظر نموده و چنانچه اين امر در مهلتمعين مقدور نباشد، از مرجع مزبور استمهال نمايد .

باب سوم – هيأت تجديد نظر

باب سوم – هيأت تجديد نظر انتظامي

فصل اول – آراي قابل تجديد نظر

ماده65- آراي قابل تجديدنظرهياتهاي بدوي انتظامي عبارتند از :
الف- احكام برائت يا محكوميت .
ب – قرار هاي منع يا موقوفيتعقيب.

ماده66- مرجع تجديدنظرخواهي ازآراي هياتهاي بدويهرحوزه انتظامي، هيات تجديدنظر مركز همان استان است .

فصل دوم - اشخاص ذينفع جهت درخواست تجديد نظر

ماده67- اشخاص ذيل، حق درخواست تجديد نظررادارند:
الف- محكوم عليه يا نماينده قانوني او.
ب- شاكي يا مشتكي عنه مندرجدر ماده 30 قانون .


فصل سوم – درخواست تجديد نظر و مقدمات رسيدگي
ماده68- متقاضي تجديدنظر بايد درخواست خود را ظرفمهلت مقرر به دفتر هيات بدوي صادر كننده راي تسليم نمايد.
مرجع ياد شده بايدبلافاصله پس از وصول درخواست آنرا ثبت نموده و رسيدي مشتمل برتاريخ و نام متقاضي وطرف شكايت تسليم نمايد و روي كليه برگه هاي درخواست تجديدنظر، همان تاريخ را قيدكند. اين تاريخ، تاريخ تجديدنظرخواهي محسوب ميشود.

* تبصره – پس از تسليم درخواست تجديدنظر، مدير دفتر هيات بدوي پس از تكميل، اصل پرونده راظرف مدت يك هفته به مرجع تجديدنظر ارسال مي نمايد .

ماده69- درخواست تجديدنظر بايدمشتمل بر نكات زيرباشد:
الف- نام و نام خانوادگي و محل سكونت و ساير مشخصات تجديدنظرخواه و نمايندهقانوني او ( در صورتي كه درخواست تجديدنظررا نماينده داده باشد.)
ب- نام و نامخانوادگي ومحل سكونت و ساير مشخصات تجديدنظرخوانده.
ج- راي صادره كه از آنتجديدنظرخواهي شده، هيات بدوي صادر كننده راي و تاريخ ابلاغ .
د- دلايلتجديدنظرخواهي .

ماده70- درخواست تجديدنظر و ضمائم آن بايددردونسخه تنظيم و هزينه آن به ميزاني كه توسط شورايعالي تعيين شده، پرداخت گردد. چنانچه به تشخيص رئيس هيات تجديدنظر و يا رئيس هيات مديره نظام پزشكي محل، متقاضيفاقد بضاعت باشد از پرداخت هزينه معاف است.

ماده71- مديردفتر هيات تجديدنظر ظرف مدت يك هفته از تاريخ وصول پرونده، درخواست تجديدنظر وضمائم آن را براي تجديدنظرخوانده ارسال و يا آنرا به رؤيت وي رسانده و اخطار مينمايد چنانچه پاسخي دارد ظرف مدت ده روز تسليمنمايد.

ماده72- چنانچه درخواست تجديدنظر خارج از مهلتتقديم شده باشد، هيات تجديدنظر قرار رد درخواست تجديدنظرخواهي صادر مي نمايدماده73- چنانچه متقاضي تجديدنظر درخواست خود را مسترددارد، هيات تجديدنظر قرار رد آن را صادر نموده و راي هيات بدوي به قوت خود باقيخواهد ماند.


فصل چهارم - سازمان و تركيب هيات تجديدنظرانتظامي

ماده74- تركيب هيات تجديدنظر و طرز انتخاباعضاي آن به ترتيبي است كه در قانون آمده است . هيات تجديدنظر داراي دفتري است كهتصدي آن با رئيس دفتربوده و تحت نظارت رئيس هيات انجام وظيفه مي كند .
ماده75- درصورتيكه هيات تجديدنظرداراي شعب متعدد باشد،رئيس شعبه اول امور اداري و ارجاع پرونده ها را عهده دار است .
ماده76- اعضاي هيات تجديدنظر در اولين جلسه با راي مخفي وبه اكثريت آرا از بين خود يكنفر را به عنوان رئيس و يكنفر را به عنوان دبير هياتبراي مدت دو سال انتخاب مي نمايند. تجديدانتخاب ايشان براي دوره بعد بلا اشكالاست.  تعيين تعداد جلسات هيات و زمان تشكيل آنها با توجه به تعدادو تناسب پرونده هابا مشاوره اعضا توسط رئيس هيات تعيين مي شود .
* تبصره1- ادارهجلسات هيات با رئيس و در غياب او با دبير هيات خواهد بود و در صورتيكه هيچيك ازايشان در جلسه هيات حضور نداشته باشند، اعضاي حاضر از ميان خود و با اكثريت آرايكنفر را براي اداره همان جلسه انتخاب مي نمايند.
* تبصره2- احكام رئيس و دبير هيات تجديدنظرانتظامي توسط رئيس كل سازمان صادر ميگردد.

ماده77- اعضاي هيات تجديدنظر مكلفند به طور منظم درجلسات هيات شركت نمايند. در صورتيكه بدون عذرموجه يا بدون موافقت قبلي رئيس هيات،ظرف مدت يكسال در 3 جلسه متوالي يا 5 جلسه متناوب غيبت داشته باشند، با اعلام رئيسهيات تجديدنظر به رئيس شوراي هماهنگي نظام پزشكي هاي استان مربوط ، نسبت بهجايگزيني ايشان اقدام خواهد گرديد.

نحوه رسيدگي هيات تجديدنظرانتظامي

ماده78- پس از وصول پرونده به هيات تجديدنظر، هيات به نوبترسيدگي مي نمايد. مگراينكه به تشخيص رئيس هيات رسيدگي خارج از نوبت لازم باشد .

ماده79- پرونده ها به نوبت توسط رئيس هيات به يكي از اعضاارجاع مي شود. عضو هيات مكلف است ظرف يك هفته خلاصه اي از جريان پرونده و دلايلطرفين و جهات تجديدنظرخواهي را ضمن اظهارعقيده خود كتبا" اعلام نمايد تا دراولينجلسه پس از آن مطرح شود. هيات با توجه به تحقيقات به عمل آمده و گزارش كتبي عضومحققو مشاوره، به شرح آتي اتخاذ تصميم مي نمايد:

الف- چنانچه با توجه بهمدافعات طرفين و دلايل آن ، حضور طرفين براي اخذ توضيح لازم باشد با تعيين وقت ازآنان دعوت به عمل مي آورد. موارد سؤال در صورتمجلس هيات ودراحضاريه ها قيد مي شود. عدم حضور مانع رسيدگي نمي باشد.

* تبصره- احضار طرفين وساير ترتيبات مربوط به آن مطابق مقررات هيات بدوي انتظامي است .

ب- اگر رايتجديدنظرخواسته در حدود قانون و مقررات مربوط صادر شده باشد، ضمن تائيد، آن را بههيات بدوي صادر كننده راي اعاده مي دهد .
ج- چنانچه راي از هيات بدوي فاقدصلاحيت صادر شده باشد، هيات تجديدنظر آنرا نقض و پرونده را به مرجع صالح ارجاع مينمايد .
د- اگر عملي كه محكوم عليه به علت ارتكاب آن محكوم شده به فرض ثبوتتخلف نباشد يا به لحاظ ساير جهات قانوني قابل تعقيب نبوده يا متوجه محكوم عليهنباشد و هيات تجديدنظر برائت محكوم عليه را احراز كند، راي بدوي  را نقض و برائت اورا صادر مي كند .
ه- چنانچه به نظرهيات ، تحقيقات كامل نباشد يا اخذ توضيح ازكارشناس لازم باشد، هيات مي تواند راسا" تحقيقات مورد نظر را انجام يا از كارشناساستعلام نموده يا اينكه انجام آنرااز دادسرا و يا هيات بدوي انتظامي بخواهد.
و - اگر راي هيات بدوي به صورت قرار باشد و به هر علت نقض شود ، پرونده جهترسيدگي به هيات مذكور ارسال مي شود .هيات بدوي مكلف است به ماهيت موضوع رسيدگي وراي صادر نمايد.
ز- چنانچه سمت تجديدنظرخواه محرزنباشد، هيات قراررد درخواستتجديدنظرخواهي صادر مي نمايد.
ح- هيات تجديدنظر مي تواند ازدادستان يا جانشينقانوني او براي دفاع از كيفرخواست دعوت به عمل آورد. عدم حضورايشان مانع از رسيدگينيست.

* تبصره- دادستان مي تواند در موارد ضروري براي دفاعاز كيفرخواست با هماهنگي رئيس هيات تجديدنظر در جلسه هيات شركت نمايد.

ماده80- هيات تجديدنظر به آنچه كه موضوع رسيدگي هيات بدويقرار گرفته و نسبت به آن تجديدنظر خواهي شده رسيدگي مينمايد و خارج از آن حق رسيدگيندارد.

* تبصره- نسبت به موارديكه هيات بدوي رسيدگيننموده، هيات تجديدنظر با ذكر موارد، پرونده را جهت رسيدگي و صدور راي به هيات بدوياعاده مي نمايد.

ماده81- چنانچه راي هيات بدوي در اساسقضيه وچگونگي احرازتخلف، صحيحا" صادرشده ولي ازحيث تطبيق آن باماده استنادي مواجهبا اشكال باشد،هيات تجديدنظرضمن اصلاح آن،راي صادره را تائيدمينمايد.

ماده82- هيات تجديدنظرحق تشديد مجازات انتظامي راندارد مگر اينكه شاكي از راي صادره تجديدنظرخواهي كرده باشد .

ماده83- چنانچه در راي هيات بدوي از نظراحتساب مدتمحكوميت يا تعيين مشخصات طرفين و يا  تنظيم و نوشتن راي، سهو قلم رخ داده باشد( مانند از قلم افتادن كلمه اي يا زياد شدن آن) هيات تجديدنظر آنرا تصحيح مي نمايد .

ماده84- چنانچه يكي ازصاحبان حرفه هاي پزشكي يا وابستهدرشعب متعدد هيات تجديدنظر مركزيك استان و در پرونده هاي متعدد تحت تعقيب باشد،رئيس شعبه اول پس ازاطلاع ، به منظور رسيدگي توأم  و رعايت مقررات تعدد، پرونده هارا به  شعبه اي كه تاريخ ارجاع آن مقدم است ارجاع  مي دهد.

ماده85- درصورتيكه يكنفر به ارتكاب تخلفات متعددي درپرونده تعقيب و محكوم شده باشد و به نظر هيات تجديدنظر ، تحقيقات پرونده نسبت بهبعضي از آن تخلفات كامل بوده و تفكيك آن بخش نيز ممكن باشد، هيات همان قسمت را موردرسيدگي و صدور راي قرار مي دهد و پرونده در مورد ساير قسمتها مفتوح مانده و رسيدگيادامه خواهد يافت.

ماده86- چنانچه اشخاص متعددي موضوعرسيدگي در هيات تجديدنظر باشند و به نظر هيات، رسيدگي نسبت به شخص يا اشخاصي ازآنان مهياي صدور راي باشد، نسبت به آنان تعيين تكليف خواهد شد.

ماده87- آراي صادره از هيات تجديدنظر جز در مورد احكاممحروميت از اشتغال، قطعي است .

ماده88- راي هيات تجديدنظربه اكثريت آرا صادر و ابلاغ مي شود. نظراقليت نيز در صورتمجلس هيات ثبت مي گردد .

ماده89- هيات در مورد آراي قابل تجديدنظر مكلف است قابليتاعتراض، مهلت و مرجع تجديدنظر رادر ذيل راي تصريح كند .

ماده90- هيات تجديدنظر انتظامي در مواردي كه مطابق تبصره (5) ماده (35) قانون مكلف به رسيدگي به اعتراض نسبت به نظريه كارشناسي و تخصصي است،چنانچه نظريه كارشناسي هيات بدوي  مطابق مدارك و اوضاع و احوال مسلم و معلوم قضيهباشد، آنرا تائيد و به مرجع مربوط اعلام مي نمايد ودر صورتيكه اظهار نظر نسبت به آنمستلزم جلب نظر كارشناسان ديگرباشد، مي تواند نظر آنان را استعلام نموده و سپس بااظهار نظر صريح خود به مراجع قضائي اعلام نمايد.

* تبصره- هيات تجديدنظر مكلف است درمهلتي كه از طرف مراجع قضائي تعيين ميشود، نسبت به موضوعاظهار نظرنموده و چنانچه اين امر در مهلت معين مقدور نباشد، از مرجع مزبور استمهالنمايد.


ماده91- مقرهيات عالي در تهران است و تركيب و طرزانتخاب اعضاي آن همان است كه در قانون پيشبيني شده است.
ماده92- چنانچه هيات عالي داراي شعب متعدد باشد،رئيس شعبه اول، عهده دارمسئوليت اموراداري از جمله ارجاع پرونده هااست.
ماده93- هرهيات داراي يك رئيس و يك دبير مي باشد كه دراولين جلسه و با راي مخفي اكثريت اعضا، براي مدت 2سال انتخاب مي شوند . تجديدانتخاب آنها براي دوره بعد بلا اشكال است. تعداد جلسات هيات و زمان تشكيل آنها باتوجه به تناسب پرونده ها و تراكم امور با مشاوره اعضا توسط رئيس هيات تعيينميشود.
* تبصره1- اداره جلسات با رئيس و در غياب وي با دبيرهيات بوده و چنانچه هيچيك از ايشان در جلسه حضور نداشته باشند، اعضاي حاضر از ميانخود و با اكثريت آرا يكنفر را براي اداره همان جلسه انتخاب مي نمايند.
* تبصره2- احكام رئيس و دبير هيات عالي انتظامي توسط رئيس كلسازمان صادر مي گردد.
ماده94- هيات عالي داراي دفتري است كهتصدي آن با رئيس دفتر بوده و تحت نظارت رئيس هيات انجام وظيفه مي كند.

صلاحيت و حدود وظايف هيات عالي انتظامي

ماده95- صلاحيت و حدود وظايف هيات عالي به شرح ذيلاست:

الف- تجديد نظرنسبت به آراي موضوع بندهاي (د),(ه),(و) و(ز) تبصره يكماده 28 قانون.
* تبصره: منظور از آراي قابل تجديد نظر اعماست از آراي محكوميت يا برائت صاحبان حرفه هاي پزشكي و وابسته در مورد محروميت ازاشتغال.
ب- رسيدگي مجدد نسبت به آراي قطعي بدوي يا تجديد نظر كه خلاف قانون صادرشده است ، به درخواست رئيس كل سازمان.
تبصره : منظور از آراي قطعي آرايي است كهيا در مهلت مقرر از آن تجديد نظر خواهي نشده يا آرايي كه از هيات تجديد نظر انتظاميصادر شده باشد.
ج- رسيدگي به اعتراضات و شكايات اشخاص از طرز كاردادسراها وهياتهاي بدوي و تجديد نظرانتظامي.
د- نظارت عاليه بردادسراها و هياتهاي بدوي وتجديد نظرانتظامي.
ه-  ايجاد هماهنگي و وحدت رويه در امورهياتهاي انتظامي.
و- رسيدگي به اعتراض طرفين يانمايندگان قانوني آنان نسبت به نظريه كارشناسي هيات بدويانتظامي موضوع تبصره (5) ماده (35) قانون.

درخواست تجديد نظر از هيات عالي انتظامي و مقدمات و نحوه رسيدگيهيات

ماده96- اشخاص ذيل حق درخواست تجديد نظر از هيات عالي رادارند:

الف- محكوم عليه يا نماينده قانوني او.
ب- شاكي يا نماينده قانونياو.

ماده97- مهلت تجديد نظر خواهي بيست روز از تاريخابلاغ  راي تجديد نظرخواسته است . چنانچه اعتراض خارج از مهلت به عمل آمده باشد،هيات قرار رد درخواست تجديد نظر خواهي صادر مينمايد.

ماده98- هزينه تجديد نظرخواهي در هيات عالي مطابقمصوبه شورايعالي است . چنانچه متقاضي به تشخيص رئيس هيات يا رئيس كل سازمان، فاقداستطاعت باشد، ازپرداخت آن معاف خواهد بود.

ماده99- چنانچهمحكوم عليه از تعقيب دعوي تجديد نظرخواهي در هيات عالي منصرف شود و درخواست خود رامسترد نمايد، هيات قراررد درخواست تجديد نظر خواهي صادر نموده و راي تجديدنظرخواستهبه قوت خود باقي خواهد ماند.

* تبصره- چنانچه پس ازاسترداد درخواست تجديدنظر، هيات عالي راي صادره را مخالف قوانين و مقررات و ياموازين علمي و فني تشخيص دهد، مي تواند راسا به موضوع رسيدگي نموده و راي مقتضيصادر نمايد.

ماده100- رسيدگي درهيات به نوبت به عمل ميآيد، مگراينكه به تشخيص رئيس هيات، رسيدگي خارج ازنوبت ضرورت داشتهباشد.

ماده101- رئيس هيات ، پرونده هاي ارجاعي را شخصاًبررسي و گزارش آنرا تنظيم نموده يا به نوبت به يكي از اعضا ارجاع مي نمايد . عضوهيات مكلف است ظرف يك هفته خلاصه اي از جريان پرونده و دلايل طرفين و جهات تجديدنظرخواهي را ضمن اظهار عقيده خود كتبا اعلام نمايد تا در جلسه بعدي هيات مطرح شود . هيات با توجه به گزارش عضومحقق وتحقيقات بعمل آمده، مشاوره نموده و به شرح آتياتخاذ تصميم مي نمايد:

الف- در صورتي كه به نظر هيات اخذ توضيحي از طرفينلازم باشد، با تعيين وقت رسيدگي از طرفين دعوت به عمل مي آيد. موارد اخذ توضيح درصورتمجلس هيات و در احضاريه هاي طرفين قيد مي شود . عدم حضور مانع از رسيدگينيست.
ب- در مواردي كه از طرفين دعوت به عمل مي آيد، ابتدا از تجديد نظر خواه ياشهود و كارشناس در صورتي كه دعوت شده باشند و سپس از تجديد نظرخوانده تحقيق مي شود. خلاصه اظهارات طرفين بايد در صورتمجلس ثبت شود.
ج- هيات عالي منحصراً درحدودتجديدنظرخواهي و آنچه كه درمرحله تجديدنظر بررسي شده است حق رسيدگي دارد. چنانچهدرجريان بررسي به تخلف جديدي برخورد نمايد، پرونده را جهت رسيدگي به رئيس هياتمديره نظام پزشكي محل ارسال مينمايد.
د- چنانچه راي از هيات بدوي يا تجديد نظرفاقد صلاحيت صادر شده باشد، هيات عالي ضمن نقض آن ، پرونده  را به مرجع صالح ارسالمي نمايد.
ه- در صورتيكه راي تجديدنظرخواسته به صورت قرار باشد و به هر علتي نقضشود،  پرونده جهت رسيدگي به هيات تجديد نظر ارسال مي شود . هيات تجديدنظر مكلف استبه ماهيت موضوع رسيدگي نموده و حكم مقتضي صادر نمايد.
و- چنانچه رايتجديدنظرخواسته در حدود قانون و مقررات صادر شده باشد، هيات ضمن تائيد راي هياتتجديدنظر، پرونده را به مرجع مربوط اعاده مي دهد .
ز- در صورتيكه به نظر هيات،تحقيقات پرونده كامل نباشد و اخذ توضيح از كارشناس يا شهود براي احراز و كشف واقعلازم باشد، هيات  ميتواند راساً و با دعوت از آنان تحقيقات مورد نظر را انجام دادهيا كتباً از كارشناس استعلام نمايد يا رفع نقايص و تكميل پرونده را با ذكرموارد نقصاز دادسرا يا هياتهاي انتظامي بخواهد.
ح- چنانچه راي تجديد نظر از حيث رعايتمقررات يا اصول و موازين علمي وفني ، مخدوش يا غير موجه باشد، هيات راي رانقض و رايمقتضي صادر مي نمايد.

ماده102- مقرراتي كه در دادرسي بدوييا تجديد نظر رعايت مي شود، در مرحله رسيدگي در هيات عالي نيز جاري است، مگر اينكهبه موجب قانون يا مقررات آئين نامه ترتيب ديگري مقرر شده باشد .

ماده103- هيات عالي مي تواند از دادستان صادركنندهكيفرخواست يا جانشين قانوني او براي دفاع از كيفر خواست دعوت به عمل آورد. عدمحضورايشان مانع از رسيدگي نيست .

* تبصره- دادستانصادركننده كيفرخواست يا جانشين قانوني او مي تواند در موارد ضروري با هماهنگي رئيسهيات عالي براي دفاع از كيفرخواست درجلسه هيات شركتنمايد.

ماده104- هيات عالي بايد در ذيل راي خود قطعيت آنراتصريح نمايد.

ماده105- باتوجه به تبصره الحاقي به ماده 40قانون، اشخاصي كه به آراي قطعي هياتهاي بدوي، تجديدنظر و عالي انتظامي اعتراض داشتهباشندمي بايست ظرف مدت يكماه از تاريخ ابلاغ راي ، اعتراض خودرا به دفتر هياتصادركننده راي قطعي تسليم و رسيد دريافت نمايند. دفتر هيات مكلف است اصل پروندهراضمن برگ شماري،ظرف مدت يكهفته به دفتركل دادگاههاي تجديدنظردادگستري استان مربوطارسال نمايد.
* تبصره- به درخواست تجديدنظرخواهي، مبلغ دههزار ريال تمبر الصاق مي گردد.

نحوه رسيدگي به اعتراضات و شكايات از طرزكارهياتهاي بدوي و تجديد نظرانتظامي و اعمال نظارت بر آنها


ماده106- چنانچههيات عالي در جريان رسيدگي به پرونده هاي انتظامي يا در تعقيب شكايت اشخاص يا اعلاممقامات و مراجع اعم از شورايعالي ، رئيس كل ، هيات مديره ، شوراي هماهنگي استان ،دادستان و معاونين او هرگونه اخلال يا سوء جرياني مشاهده نمايد، مي تواند راساً بهموضوع رسيدگي كرده و مراتب را با ذكر چگونگي آن به هريك از اركان سازمان كه مسئوليتموضوع به عهده آن است ، اعلام نموده و رفع آن رابخواهد.

ماده107- در صورتيكه سوء جريان ناشي ازمسامحه  دررسيدگي به وظايف محوله يا عدم رعايت بيطرفي يا اعمال غرض يا جهات ديگري باشد كه بهحسن جريان امور هياتها اخلال نمايد، هيات عالي مي تواندعزل متخلف يا تعقيب انتظامييا انحلال واحد را از رئيس كل سازمان درخواستنمايد.

نحوه رسيدگي به درخواست مجدد رئيس كل سازمان براي تجديد نظر در آراي قطعي

ماده108- اجراياحكام وتصميمات هياتهاي انتظامي جز در مورد تذكر يا توبيخ شفاهي كه در حضور هياتمديره نظام پزشكي محل صورت مي گيرد ، با دادسراي انتظامي است .

ماده109- احكام برائت و قرارهاي منع يا موقوفي تعقيب كهاز هياتها صادر مي شود، مستلزم اقدام از ناحيه دادسرا نبوده  و ابلاغ راي كفايتدارد.

ماده110- در مورد اجراي حكم تذكر يا توبيخ شفاهيموضوع بند (الف) ماده 28 قانون كه بايد در محضر هيات مديره به عمل آيد، دفتر هياتمديره هماهنگي لازم را به عمل مي آورد .

ماده111- احكاملازم الاجرا عبارتند از :

الف- حكم هيات بدوي كه در مهلت مقرر نسبت به آنتجديد نظر خواهي نشده باشد.
ب- حكم هيات بدوي كه مورد تائيد هيات تجديد نظرقرار گرفته باشد .
ج- حكم هيات تجديد نظركه  پس از نقض راي بدوي صادرشدهباشد.
د- حكم هيات تجديد نظر در مورد محروميت از اشتغال در صورتيكه در مهلت مقرراز آن تجديد نظر خواهي نشده باشد.
ه- حكم هيات عالي در موردمحكوميت كه پس ازنقضراي هيات  تجديد نظر صادر شده باشد.
و- حكم هيات عالي كه  در مقام رسيدگي بهدرخواست رئيس كل سازمان صادر شده باشد.
ز- حكم قطعي كه از دادگاهتجديدنظردادگستري استان صادر شده باشد.

ماده112- در موارديكه اجراي حكم بايد توسط وزارت بهداشت يا دانشگاههاي علوم پزشكي يا مراجع و مقاماتمؤسسات بهداشتي و درماني اعم ازدولتي يا غيردولتي به عمل آيد، دادستان ضمن ارسالرونوشت حكم قطعي، دستور اجراي آنرا صادر مي نمايد. خودداري و ممانعت از اجرايدستور، مستوجب تعقيب انتظامي است .

ماده113- رفع ابهام يااجمال از حكم هياتها، با هيات صادر كننده حكم قطعي است، ليكن رفع اشكالات مربوط بهنحوه اجراي حكم با دادسرا است .

ماده114- آموزش نحوه اجرايحكم و نظارت كامل بر چگونگي اجرا با دادستان است . دادستان مي تواند معاون يا يكياز دادياران را به اين منظور تعيين نمايد.

ماده115- هرگاهراي صادره راجع به چند نفر باشد و در موعد مقرربعضي از ايشان از آن، تجديد نظرخواهي كرده باشند، راي مزبور نسبت به بقيه پس ازانقضاي مهلت تجديد نظرخواهي قطعيولازم الاجراست.

ماده116- واحد اجراي احكام مكلف استمحكوميت هاي صاحبان حرفه هاي پزشكي و وابسته را در سوابق انتظامي ثبت و ضبط نموده ويك نسخه از رونوشت حكم را جهت درج در پرونده نظام پزشكي صاحبان حرفه هاي پزشكيپروانه دار، به آن مرجع ارسال نمايد.

ماده 117- چنانچهمحكوم عليه در زمان اجراي حكم قطعي محروميت از اشتغال به حرفه مربوط، در امر پزشكييا حرفه مورد نظر دخالت نمايد، دادستان انتظامي مكلف است علاوه برتعقيب انتظاميمحكوم عليه (در مواردي كه محروميت از اشتغال دائم نباشد) فورا مراتب را به دادستانعمومي و انقلاب جهت تعقيب كيفري به اتهام دخالت غيرمجاز در امور پزشكي اعلامنمايد.

ماده118- دادستان انتظامي مي تواند براي اجراياحكام محروميت، از مقامات وزارت بهداشت و دانشگاههاي علوم پزشكي و ساير مقاماتذيربط استمداد نمايد.

ماده119- چنانچه هنگام اجراي حكم،محكوم عليه فوت نموده يا دستخوش جنون شود، اجراي حكم موقوف ميشود.
ماده120- ابلاغ آراي هياتهاي بدوي و تجديدنظرانتظاميبا هيات صادركننده راي بوده و ابلاغ آراي هيات عالي انتظامي با هياتتجديدنظرانتظامي استان مربوط مي باشد.
نحوه رسيدگي به درخواست مجدد رئيس كل سازمان براي تجديد نظر در آرايقطعي

ماده121- چنانچه رئيس كل سازمان،آراي قطعيهياتهاي بدوي و تجديدنظرانتظامي را خلاف قانون تشخيص دهد، مي تواند از هيات عاليانتظامي درخواست بررسي مجدد پرونده را نمايد.

* تبصره- درصورتيكه به تشخيص رئيس كل ، پرونده جهت بررسي به هيات عالي انتظامي ارسال گردد،اجراي راي تا صدور راي هيات عالي متوقف خواهد شد.
ماده122- در صورتيكه هيات عالي پس از رسيدگي هاي لازم ، راي صادره را مخالف قوانين ومقرراتتشخيص دهد، آنرا نقض و راي مقتضي صادر مي كند، در غير اينصورت قرار رد آنرا صادر مينمايد .
ماده123- درخواست رسيدگي مجدد نسبت به هرپروندهفقط براي يكبار پذيرفته مي شود.
ماده124- درخواست رئيس كلسازمان فقط مي تواند ناظر به آرايي باشد كه در زمان حكومت قانون جديد صادر شده است .
آيين نامه فوق مشتمل بر124 ماده و  33  تبصره ، در جلسه مورخ  4/12/84  به تصويب شورايعالي سازمان رسيد.